الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

366

الغدير ( فارسي )

را ، اى مردم ، من بمؤمنين اولى ( سزاوارتر ) هستم از خود آنها ، براى آنها با وجود من امرى ( ميل و ارادهء ) نيست ، و على بعد از من بمؤمنين اولى ( سزاوارتر ) است از خود آنها ، براى آنها با وجود او امرى ( ميل و ارادهء ) نيست . تا آنجا كه عبد اللَّه بن جعفر گفت : و پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله بتحقيق برترين و سزاوارترين مردم و بهترين آنها را در روز غدير خم و در غير آنمورد براى امّتش نصب فرمود ، و بسبب او بر آنها حجّت آورد و آنها را امر باطاعت او فرمود و خبر داد آنها را كه او ( على عليه السّلام ) از آن جناب بمنزلهء هارون است از موسى ، و همانا او وليّ هر مؤمن است بعد از آنحضرت و اينكه ، هر كس او ( پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ) وليّ او است على نيز وليّ او است و هر كس او اولى به او است از خود او علي نيز اولى به او است ، و اينكه او جانشين و وصيّ او است . . تا پايان حديث مزبور . و در ص 11 در روايتى كه شيخ الاسلام حمويني در داستان احتجاج امير المؤمنين در ايام خلافت عثمان آورده ذكر شد كه : سپس رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خطبهء ايراد فرمود و گفت اى مردم آيا آگاه هستيد كه خداى عز و جل مولاى من است و من مولاى مؤمنين هستم و من بمؤمنين اولى ( سزاوارتر ) هستم از خودشان ؟ گفتند : بلي يا رسول اللَّه ، فرمود : يا على ، برخيز ، ( امير المؤمنين عليه السّلام فرمايد ) : پس من برخاستم فرمود : « من كنت مولاه فعليّ مولاه ، اللَّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه » ( پس از سخن پيغمبر ) سلمان به پا خاست و گفت : يا رسول اللَّه ، چگونه ولائى ؟ ( على بر ما دارد ) فرمود : ولائى مانند ولاى من ، هر كس كه من به او اولى هستم از خودش ، پس على نيز به او اولى است از خودش . و در ص 61 در داستان مناشدهء امير المؤمنين در روز صفّين سخن آن جناب مذكور شد كه : سپس ، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : اى مردم ، همانا خدا ، مولاى منست ، و من مولاى مؤمنين هستم ، و اولى ( سزاوارتر ) بآنهايم از خودشان ، هر كه من مولاى اويم ، پس از من علي عليه السّلام مولاى او است ، خداوندا ، دوست بدار دوستانش را و دشمن بدار دشمنانش را و يارى كن ياران او را ، و خوار گردان